همه چیز از همه جا
به نام زیباترین زیبای عالم

ژرالدین دخترم/ اینجا شب است …یک شب نوئل در قلعه کوچک من ، همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند، نه برادر و خواهر تو و نه حتی مادرت .به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خودم را به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم .من از تو بس دورم .خیلی دور…

اما چشمانم کورباد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند.تصویر تو آنجا روی میز هم هست.تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست.اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر،برروی آن صحنه پرشکوه تئاتر(( شانزه لیزه)) میرقصی،این را می دانم.چه سان است که گویی در این ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم.شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور ،پر شکوه ،نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است.شاهزاده خانم باش و برقص.



ادامه مطلب


نوع مطلب : پیامهای زیبا، مشاهیر بزرگ جهان، 
برچسب ها : چارلی چاپلین، وصیت نامه چارلی چاپلین، وصیت چارلی به دخترش ژرالدین، نامه چارلی چاپلین به دخترش، نامه چارلی به دخترش، charlie chaplin،
لینک های مرتبط :

جمعه 28 آبان 1389 :: نویسنده : زیباپرست


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زیباپرست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو