همه چیز از همه جا
به نام زیباترین زیبای عالم

 داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف 
 
همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی ‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسویه حساب كنم .
به او گفتم: بنشینید«یولیا واسیلی ‌‌‌‌‌اِونا»! می‌‌‌‌دانم كه دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمی‌‌‌آورید. ببینید، ما توافق كردیم كه ماهی سی‌‌‌روبل به شما بدهم این طور نیست؟
 -   چهل روبل .
-   نه من یادداشت كرده‌‌‌‌ام، من همیشه به پرستار بچه‌‌هایم سی روبل می‌‌‌دهم. حالا به من توجه كنید..



ادامه داستان را اینجا بخوانید


نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستان، قصه، داستان متشکرم، آنتوان چخوف، قصه کوتاه، داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف، داستان كوتاه متشكرم، متشكرم اثر آنتوان چخوف، داستان متشكرم اثر آنتوان چخوف،
لینک های مرتبط :

جمعه 23 مهر 1389 :: نویسنده : زیباپرست


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زیباپرست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات