همه چیز از همه جا
به نام زیباترین زیبای عالم

یك روز یه فردی داشته خرما می داده یك نفر یك مشت خرما بر میداره .مرد میگه اقا یك نفر مرده یك اتوبوس كه وارونه نشده.

 

یک روز یک بچه خیلی شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازی کند. پس از چند ساعت برمیگردد. مامانش می پرسد: بچه آرامی بودی؟ پسرک می گوید: بله مامان. حتی مامان دوستم از رفتن من خیلی خوشحال شد . مامان پسرک می پرسد: از کجا فهمیدی؟ پسرک می گوید: آخر وقتی زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالی را کم داشتیم.

شاطر به فردی میگه پشت سرت کسی وای نایسته که نون نیست اون مرد هم به هر کس که میومده میگه بیا برو جلو من که پشت سر من نون گیرت نمی یاد.

 

بچه: بابا, هواپیمای به این بزرگی را چطور می دزدند؟ پدر: اول صبر می كنند برود بالا, كوچك كه شد بعد می دزدنش!!!!


معتادی منتظر تاكسی بود و هی می گفت: عید عید عید ... یه تاكسی نگه داشت و گفت: آقا، خیابونی به نام عید نداریم! معتاد گفت: بامرام، چرا این قدر از آدم حرف می كشی، منژورم همون سر بهاره دیگه!





نوع مطلب : کودکانه، 
برچسب ها : لطیفه های کودکانه، تصاویر شخصیتهای کارتونی،
لینک های مرتبط :

جمعه 15 مرداد 1389 :: نویسنده : زیباپرست


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زیباپرست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات